تبلیغات
مرندقلم - داعش نسخه دوم خوارج
 
مرندقلم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رحیم اصیل میابی
جمعه 19 تیر 1394 :: نویسنده : رحیم اصیل میابی
* آیت الله شهید مرتضی مطهری (ره)
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
این روزها جهان اسلام به مصیبت بزرگی مبتلا شده است به نام «داعش» که چهره وحشتناک خود را در زیر نقاب اسلام پنهان کرده‌اند. این گروه در واقع نسخه دوم «خوارج»‌اند که در صدر اسلام و در برابر سیمای رحمانی اسلام راستین قد علم کردند و سنگ بنای انحرافی عظیم را در تاریخ اسلام پی افکندند. استاد شهید آیت‌الله مطهری خصوصیات خوارج و موجبات شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را در سخنرانی «مشکلات علی(ع)» - که در کتاب سیری در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام به چاپ رسیده است – به خوبی بیان کرده‌اند که گزیده‌ای از آن در پی می‌آید.

خوارج، مشكل اساسى على علیه‌السلام

تفاوتهاى میان وضع على(ع) و وضع پیغمبر(ص) یكى این بود كه پیغمبر با مردم كافر، یعنى با كفر صریح، با كفر مكشوف و بى‌پرده روبرو بود، با كفرى كه مى‌گفت من كفرم، ولى على با كفرِ در زیر پرده یعنى با نفاق روبرو بود؛ با قومى روبرو بود كه هدفشان همان هدف كفار بود اما در زیر پرده اسلام، در زیر پرده قدس و تقوا، در زیر لواى قرآن و ظاهر قرآن. و تفاوت دوم این بود كه در دوره خلفا، مخصوصاً در دوره عثمان، آن مقدارى كه باید و شاید دنبال تعلیم و تربیتى را كه پیغمبر گرفته بود نگرفتند. فتوحات اسلامى زیادى صورت گرفت. فتوحات به تنهایى كارى نمى‌تواند بكند. پیغمبر سیزده سال در مكه ماند و اجازه نداد كه مسلمین حتى از خودشان دفاع كنند، چون افراد هنوز لایق این دفاع و جهاد نبودند. اگر دست به جهاد و فتوحات هم باید زد، به تناسب توسعه فرهنگ و ثقافت اسلامى است؛ یعنى همین طور كه از یك طرف فتوحاتِ تازه مى‌شود باید به موازات آن، فرهنگ و ثقافت اسلامى هم توسعه پیدا كند؛ مردمى كه به اسلام مى‌گروند و حتى آنها كه مجذوب اسلام مى‌شوند، اصول و حقایق و اهداف اسلام، پوسته و هسته اسلام، همه اینها را بفهمند و بشناسند. ولى در اثر این غفلتى كه در زمان خلفا صورت گرفت، یكى از پدیده‌هاى اجتماعى كه در دنیاى اسلامى رخ داد این بود كه طبقه‌اى در اجتماع اسلامى پیدا شد كه به اسلام علاقه‌مند بود، به اسلام مؤمن و معتقد بود اما فقط ظاهر اسلام را مى‌شناخت، با روح اسلام آشنا نبود؛ طبقه‌اى كه هرچه فشار مى‌آورد فقط روى مثلا نماز خواندن بود نه روى معرفت، نه روى شناسایى اهداف اسلامى. یك طبقه مقدس‌مآب و متنسّك و زاهدمسلك در دنیاى اسلام به وجود آمد كه پیشانیهاى اینها از كثرت سجود پینه بسته بود، كف دستها و سر زانوهاى اینها از بس كه در روى زمینها (نه در روى فرشها) سرها را به سجده گذاشته بودند و دستها و زانوها را روى خاكها و شنها قرار داده بودند و سجده‌هاى بسیار طولانى (یك ساعته و دو ساعته و پنج ساعته) كرده بودند پینه بسته بود.

على(ع) در شرایطى خلافت را به دست مى‌گیرد كه چنین طبقه‌اى هم در میان مسلمین وجود دارد و در همه جا هستند؛ در لشكریان خودش هم از این طبقه وجود دارند.

اینها راهشان را با على(ع) جدا كردند. فرقه‌اى شدند به نام «خوارج» یعنى شورشیان بر على. شروع كردند خون دل به دل على وارد كردن. و على تا وقتى كه اینها قیام مسلحانه نكرده بودند با آنها مدارا  كرد حداكثر مدارا، حتى حقوق اینها را از بیت‌المال قطع نكرد، آزادى اینها را محدود نكرد. جلوى چشم دیگران مى‌آمدند به او جسارت و اهانت مى‌كردند و على حلم مى‌ورزید.

خوارج ممیّزاتى داشتند. یكى از ممیّزات اینها همان مسئله شجاعت و فداكارى زیاد اینها بود. چون روى عقیده كار مى‌كردند، فداكار بودند و عجیب هم فداكار بودند. خاصیت دومشان این بود كه اینها متنسّك بودند یعنى متعبّد بودند، زیاد عبادت مى‌كردند. این آن چیزى بود كه دیگران را زیاد به شك و شبهه مى‌انداخت كه على فرمود: غیر از من كسى دیگر جرأت نمى‌كرد اینها را بكشد. خاصیت سومى كه اینها داشتند همان جهالت و نادانى زیاد اینها بود. امان از جهالت و نادانى كه بر سر اسلام از جهالت و نادانى چه آمده است؟!

على(ع) وقتى معاویه یا عثمان یا خوارج و یا سایر جریانها را تحلیل مى‌كند، عجیب تحلیل مى‌كند. از جمله درباره خوارج این طور مى‌فرماید: ثُمَّ اَنْتُمْ شِرارُ النّاس شما بدترین مردم هستید. به این مقدس‌مآب‌ها مى‌گوید: شما بدترین مردم هستید. چرا؟ ما اگر باشیم مى‌گوییم: اى آقا، بالأخره هرچه باشد آدمهاى بى‌ضررى هستند، آدمهاى خوبى هستند. ما این جور آدمها را مى‌گوییم آدمهاى خوب. از نظر ما اینها آدمهاى خوب هستند. ولى آیا مى‌دانید چرا على مى‌گوید شما بدترین مردم هستید؟ جمله بعدش این است: وَ مَنْ رَمى بِهِ الشَیْطانُ مَرامِیَهُ وَ ضَرَبَ بِهِ تیهَهُ شما به این دلیل بسیار مردم بدى هستید كه تیرهایى هستید در دست شیطانها؛ شیطان شما را به منزله تیر قرار مى‌دهد، در كمان خودش مى‌گذارد و هدف خود را مى‌كوبد. على(ع) مى‌گوید: شما ابزار بسیار قاطعى هستید در دست شیطانها.

در زمان على(ع) یك طبقه منافق امثال عمرو عاص و معاویه پیدا شده بودند كه اینها عالم و دانا بودند و واقعیتها را مى‌دانستند، على و حكومت على را مى‌شناختند، هدفهاى على را مى‌دانستند اما دنیا طلبى امانشان نمى‌داد. این طبقه زیرك منافق همیشه از این خشكه مقدس‌ها به عنوان یك تیر براى زدن هدفهاى خودشان استفاده مى‌كردند، و این جریان همیشه در دنیا ادامه دارد. این مشكل بزرگ على همیشه در دنیا هست. همیشه منافق هست، الآن هم والله معاویه و عمروعاص هست در لباسهاى گوناگون، و همیشه ابن ملجم‌ها و خشكه‌مقدس‌ها و تیرهایى كه ابزار دست شیطانها مى‌باشند هستند، همیشه آماده‌ها براى گول‌خوردن‌ها و تهمت‌زدن‌ها هستند كه مثل على را بگویند كافر شد، مشرك شد.

معاویه هنگامى كه پیك على(ع) در شام بود، در حالى كه روز چهارشنبه بود گفت: اعلام نماز جمعه كنید. اعلام نماز جمعه كردند. در روز چهارشنبه نماز جمعه خواند. احدى به او اعتراض نكرد. در خفا نماینده على(ع) را خواست، گفت : «برو به على بگو با صدهزار شمشیرزن به سراغ تو مى‌آیم كه چهارشنبه را از جمعه تشخیص نمى‌دهند. به على بگو حساب كار خودت را بكن.» حالا حسینیه ارشاد گنهكار شده است كه یك روزى راجع به فلسطینى‌ها بحث كرده و گفته است مردم! به فلسطینى‌ها كمك كنید.

من از شما هیچ چیزى نمى‌خواهم جز این كه بگویم چشمتان را باز كنید، تحقیق كنید، از خوارج نهروان نباشید. آخر تا كى ما مى‌خواهیم به نام اسلام علیه اسلام شمشیر بزنیم؟! اگر ما از این درسها پند نگیریم، پس از چه مى‌خواهیم پند بگیریم؟ چرا ما هر سال مى‌آییم جمع مى‌شویم به نام على مجلس مى‌گیریم؟ چون على زندگى‌اش آموزنده است. یكى از نكات آموزنده زندگى على(ع) همین مبارزه با خوارج است، مبارزه با خشكه‌مقدسى است، مبارزه با نفاق است، مبارزه با جهالت است. على شیعه جاهل نمى‌خواهد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :